وفا چیست؟
برای مادر دیگر غرور چیست ؟! فردا به سنگ قبر او با غرور بایست
دیگر کسی چشم انتظار نیست فردا کسی بی قرار نیست
گوید کجا ماند آن دردانه فرزند چشمش به راه کی می رسد تمام هست ونیست
دلسوزتر از او برایت همدمی است شاید برادریست یا خواهریست
ناز نگاه مادرت با نگاه همدمان ای کم خرد ، آیا یکی است ؟
حرفی زند همه مهر مادری است گر او را سواد اندک و دریا محبتی است
با خون دل سه فصل و نه ماه
همراه خود کشید این سو و آن راه
پشت لبت سبز شد و بردی گمان برو بابا دیگر مادر چه صیغه ایست
برق نگاه مادرت دیدی تو روز آندم که اول بار گفتی مادر ، بایست
آندم نگر بودی طفیل و بی پناه به سایه نیلگون پدر بردی پناه
مرکب بود مادر تو را نه ماه سال مرکب گرفتی و رفتی ، ماند مادر به راه
رسم راه و چاه از پدر آموختی
حال دیگر جاه و مال اندوختی
باشد برو دیگر وفا چیست ؟ آن پیر و ناتوان خواهد گریست
مادر تو را نفرین نمی کند برو اما نگر رضای خدا به چیست؟
لختی بایست و دستش ببو رفتی دیگر برایت مادری نیست
باری در سایه پدر نفس تازه کن به شهر پلنگان دیگر سایه نیست
شعر از خانم مرضیه آقایی شاعر توانمند هشجین
برای مادر دیگر غرور چیست ؟! فردا به سنگ قبر او با غرور بایست
دیگر کسی چشم انتظار نیست فردا کسی بی قرار نیست
گوید کجا ماند آن دردانه فرزند چشمش به راه کی می رسد تمام هست ونیست
دلسوزتر از او برایت همدمی است شاید برادریست یا خواهریست
ناز نگاه مادرت با نگاه همدمان ای کم خرد ، آیا یکی است ؟
حرفی زند همه مهر مادری است گر او را سواد اندک و دریا محبتی است
با خون دل سه فصل و نه ماه
همراه خود کشید این سو و آن راه
پشت لبت سبز شد و بردی گمان برو بابا دیگر مادر چه صیغه ایست
برق نگاه مادرت دیدی تو روز آندم که اول بار گفتی مادر ، بایست
آندم نگر بودی طفیل و بی پناه به سایه نیلگون پدر بردی پناه
مرکب بود مادر تو را نه ماه سال مرکب گرفتی و رفتی ، ماند مادر به راه
رسم راه و چاه از پدر آموختی
حال دیگر جاه و مال اندوختی
باشد برو دیگر وفا چیست ؟ آن پیر و ناتوان خواهد گریست
مادر تو را نفرین نمی کند برو اما نگر رضای خدا به چیست؟
لختی بایست و دستش ببو رفتی دیگر برایت مادری نیست
باری در سایه پدر نفس تازه کن به شهر پلنگان دیگر سایه نیست
شعر از خانم مرضیه آقایی شاعر توانمند هشجین
+ نوشته شده توسط سیدساجد میرمجیدی و سیدعلی علوی در یکشنبه هفتم مرداد 1386 و ساعت
23:14 |

