![]()

![]()
حیاط خانه ی ما
درخت کوچک سیبی داشت
که در سحرگاه یک روز پائیزی
وقتی که باد وول می خورد در ذهن پریشان برگ ها
از لابه لای شاخه های لرزانش
افتاد سیبی سرخ...!
آنگاه که اندوه جدایی به سروقت خیالم می رفت
شب بود...
و به جای سیب ...
ماه روئیده بود....!
شعر از آقای یاسر پورهدایت هشجین(هنرمند خوش ذوق و با احساس هشجین)
+ نوشته شده توسط سیدساجد میرمجیدی و سیدعلی علوی در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت
14:12 |



