سکوتی داشت آن شب
بارا ن ؟ نه شاید عشق می بارید
و او آن شب غذا ؟ نه شاید قلب خود را می پخت
چه خوب یادم هست که آهنگی دلش را سخت می سوزاند
واو آن شب پیازی خرد می کرد و شاید عقده ای
واو بر پیاز می نگریست و بر چیز دیگری می گریست
چه بهانه ای داشت چشمانش
شاید در فراق لاله ای ناله می کرد
![]()
شعر از دوست عزیزم آقای یاسر پورهدایت هشجین![]()
![]()




.gif)

