تبليغاتX
انجمن شاعران جوان هشجین - غزل زیبا از حافظ

الا یا ایها الساقی ادر کأسا ونا ولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها

ببوی نافه کاخر صبازان طره بگشاید
ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم
جرس فریاد میدارد که بربندید محملها

بمی سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید
که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزل ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبک باران ساحل ها

همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها

حظوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ
متی ما تلق من تحوی دع الدنیا و اهمها

+ نوشته شده توسط سیدساجد میرمجیدی و سیدعلی علوی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 22:43 |
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده